فرهنگ لغت

ازرقی هروی | رباعیات | شماره ۴۸

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

چون لعل کند سنان سر از خون جگر وز تیغ کبود تو بجنبد گوهر گر ز آب روان بود عدو را پیکر در آتش زخم تو شود خاکستر

معنی ازرقی هروی | رباعیات | شماره ۴۸ | فرهنگ لغت