فرهنگ لغت

ازرقی هروی | رباعیات | شماره ۲۰

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ای رای تو با ضمیر گردون شد جفت پیدا بر تو هر چه فلک راست نهفت مدح چو تویی چو من رهی داند گفت الماس خرد در سخن داند سفت

معنی ازرقی هروی | رباعیات | شماره ۲۰ | فرهنگ لغت