فرهنگ لغت

ازرقی هروی | رباعیات | شماره ۱۸

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

دل بر کندم زین تن بیمار، ای دوست بازم خرازین بلطف یک بار، ای دوست مگذار مرا بردر پندار، ای دوست چون بردرت آمدم بزنهار، ای دوست

معنی ازرقی هروی | رباعیات | شماره ۱۸ | فرهنگ لغت