فرهنگ لغت

ازرقی هروی | رباعیات | شماره ۱۶

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

آن کس که ز بهر او مرا غم نیکوست با دشمن من همی زید در یک پوست گر دشمن بنده را همی دارد دوست بدبختی بنده دان، نه بد عهدی دوست

معنی ازرقی هروی | رباعیات | شماره ۱۶ | فرهنگ لغت