فرهنگ لغت

ازدجار

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ازدجار. [ اِ دِ ] (ع مص ) بازداشتن . نهی کردن . ◄ ازدجار طائر؛ فال گوئی کردن بمرغ . (منتهی الارب ). ◄ بازایستادن . (تاج المصادر بیهقی ) (منتهی الارب ). ◄ بازده شدن . (تاج المصادر).

معنی ازدجار | فرهنگ لغت