فرهنگ لغت

ازدب

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ازدب . [ اَ دَ ] (اِ فعل ) مگیر. (دستور الفضلاء). مگیر و مکش . (اداة الفضلاء) (شعوری از محمودی ). مؤلف مؤید الفضلاء و آنندراج گوید: در این لغت شبهه است که فارسی است یا ترکی، غالب آن است که ترکی است - انتهی . لکن در ترکی چنین کلمه ای نیست .

معنی ازدب | فرهنگ لغت