از کارافتادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. اُ دَ) (مص ل.)<BR>۱- خراب شدن.<BR>۲- کارآیی را از دست دادن، فلج شدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. اُ دَ) (مص ل.) ۱- خراب شدن. ۲- کارآیی را از دست دادن، فلج شدن.
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. اُ دَ) (مص ل.)<BR>۱- خراب شدن.<BR>۲- کارآیی را از دست دادن، فلج شدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. اُ دَ) (مص ل.) ۱- خراب شدن. ۲- کارآیی را از دست دادن، فلج شدن.