فرهنگ لغت

از این رو

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

از این رو. [ اَ ] (حرف اضافه + صفت + اسم ) از این جهت . از این سوی . از این طرف : کس از ما نبینند جیحون بخواب وز ایران نیایند از این روی آب . فردوسی . ◄ (حرف ربط مرکب ) لاجرم . لهذا. ازیرا.

معنی از این رو | فرهنگ لغت