اریط
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اریط. [ اَ ] (ع ص ) مردی که او را فرزند نشود. (منتهی الارب ). عاقِر. عقیم . آنکه فرزندش نباشد.
اریط. [ اُ رَ ] (اِخ ) اُریط و ذواُراط دو موضعست . (منتهی الارب ).
اریط. [ اُ ] (اِخ ) شهری باسپانیا. (نخبة الدهر دمشقی ص ٢٤٥). مهرن ناشر نخبة الدهر، در فهرست آن کتاب گوید: ممکن است کلمه را در این موضع ((ارنیط)) خواند که همان ارند باشد.