اریج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اریج . [ اَ ] (ع مص ) دمیدن بوی خوش . برانگیخته شدن بوی خوش . (آنندراج ). بوی خوش دادن . (آنندراج ). خوش بوی شدن . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ آواز بلند کردن در گریه .
اریج .[ اَ ] (ع اِ) بوی . بوی خوش . (مهذب الاسماء). اَرَج .اریجه . ج، اراییج . ◄ داروی خوشبوی که درطعام کنند. (آنندراج ). ◄ هر چیز بویا.