اروس
/vâže/
لغتنامه دهخدا
( اَ ) (اِ.) کالا، متاع.<br>
فرهنگ فارسی معین
( اَ ) (اِ.) کالا، متاع.
( اُ ) ۱- (اِ.) روس. ۲- (ص.) روسی، از مردم روسیه.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اروس . [ اِ رُس ْ ] (اِخ ) در اساطیر قدیمه ٔ یونان نام خداوند عشق است . لاطینیان آنرا کوپیدون میگفتند. رجوع به کوپیدون شود.
اروس . [ ] (ص ) روشن و صیقل زده . (در سه نسخه ٔ خطی منتخب اللغات ). و جای دیگر دیده نشد.
اروس . [ اَ] (اِ) متاع . کالا. (برهان ) (جهانگیری ). اسباب . (برهان ). آخریان : یک روز چارپای ببردستم از گله روز دگر اروس و قماش از نهاندره . پوربهای جامی .
فرهنگ نامهای فارسی
نام زنانه