اروب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اروب . [ ] (اِخ ) یکی از صور نام یکی از اجداد جودرز (گودرز) بقول طبری، و صور دیگر آن، اورب، اورث اوب، اوث است . (تاریخ سیستان ص ٣٥ ح ).
اروب . [ اَ وَ ] (ع ص ) رجل اروب ؛ شوریده عقل . (مهذب الاسماء). مرد سرگشته و شوریده رای .