ارواره
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ارواره . [ اَرْ وا رَ / رِ ] (اِ) آرواره . رجوع بهمین کلمه شود. ارواره در فرهنگهای فارسی ضبط نشده و شاید از لغات عامیانه پنداشته شده است . این کلمه در اوستا هنوهرنه آمده و در تفسیر پهلوی اِرْوارَک ترجمه شده . در فصل ٢٤ بندهش بند ٣ کلمه ٔ ((اِروار)) نیز بهمین معنی آمده است . رجوع بیادگار زریران گایگر ص ٥٤ و یسنا تألیف پورداود ج ١ ص ١٧٩ ح ٢ شود.