ارهان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ارهان . [ اِ ] (ع مص ) گرو کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (منتهی الارب ). بگرو نهادن . (کنزاللغات ). ◄ گرو بستن با کسی فرزند خود را: ارهن ولده به . (منتهی الارب ). ◄ سلف دادن در چیزی . (تاج المصادر بیهقی ). بها پیش دادن . (منتهی الارب ). پیشی خواستن . (کنز اللغات ). ◄ دایم شدن . (تاج المصادر بیهقی ). ثابت ودائم داشتن چیزی را (چنانکه طعام و شراب ). ◄ سست گردانیدن . (منتهی الارب ). ◄ ارهان در سلعه ؛ گران کردن متاع را. (منتهی الارب ). ◄ گران خریدن . (آنندراج ). ◄ در تهلکه انداختن . (آنندراج ) (کنز اللغات ). ◄ ارهان میت ؛ درآوردن مرده در گور. (منتهی الارب ). ◄ اَرْهَن َ فلاناً ثوبه ؛ دفع کرد جامه را بسوی وی . (منتهی الارب )؛ دفعه الیه لیرهنه . (تاج العروس ).