ارهاف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ارهاف . [ اِ ] (ع مص ) ارهاف سیف ؛ تنک کردن تیغ. (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). تنک کردن شمشیر. (منتهی الارب ). تنک و باریک کردن شمشیر. نازک گردانیدن و تیز کردن کارد و غیره . باریک دم کردن تیغ. (کنز اللغات ) : با فوجی بطل از روی بطر، بطرّ و تثقیف رماح و سن اسنه و ارهاف مرهفات پرداخته . (دره ٔ نادره چ ١٣٤١ هَ . ش . انجمن آثار ملی ص ٣٣٩).