ارهاج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ارهاج . [ اِ ] (ع مص ) برانگیختن گرد. (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (منتهی الارب ). ◄ بسیار شدن بخور خانه . (منتهی الارب ):ارهج ؛ اذا کثر بخور بیته . (تاج العروس ). ◄ ارهاج سماء؛ باریدن گرفتن آسمان . (منتهی الارب ).