ارن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ارن . [ اَرْ رَ ] (اِ) بلغت زند و پازند گوسفند ماده را گویند که میش باشد. (برهان ). اَرَشن .
ارن . [ اَ رِ ] (ع ص ) شادان . شاد. شادمان . (آنندراج ). ◄ اشتر نشاطکننده . (کنزاللغات ).
ارن . [ اَ رَ ] (ع مص ) شادمان شدن . شادی . نشاط. نشاطی شدن . (زوزنی ). نشاط و خرمی کردن . (آنندراج ). نشاطمند و خرم شدن . اِران . اَرین .