ارمیون
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ارمیون . [ اَ م َ ] (ص ) زیرک . عاقل . (برهان ). و لغت نامه ها ((ارطیون )) را نیز بهمین معنی آورده اند و ظاهراً یکی تحریف دیگری باشد. رجوع به ارطیون شود.
ارمیون . [ اَم َ / اَ وَ ] (اِ) سنگی است در زمین روم که هرچند آنرا بشکنند مخمس شکسته شود. (برهان ). سنگی سفید است مخطط بازرق و در شکل مخمس باشد و چندانک بشکنند پارهای او مخمس افتد، بروم بیشتر باشد. (نزهة القلوب ).
ارمیون . [ اَ م َ ] (اِخ ) حکیمی است رومی . (برهان ). در لغت نامه ها ((ارطیون )) را نیز حکیمی رومی دانسته اند و ظاهراً یکی تحریف دیگری است . و رجوع به ارطیون شود.