ارمیزاز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ارمیزاز. [ اِ ] (ع مص ) ارمئزاز. درگشتن و دور شدن از جای . (منتهی الارب ). ◄ ثابت ماندن و لازم گرفتن جای . (منتهی الارب ). از اضداد است . (اقرب الموارد). ◄ ترنجیدن . منقبض گردیدن . ◄ حرکت کردن : ضربه فماارمازّ؛ ای فماتحرک . (اقرب الموارد). ◄ جنبیدن لشکر. (منتهی الارب ).