ارمل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ارمل . [ اَ م ُ ] (ع اِ) ج ِ رَمْل .
ارمل . [ اَ م َ ] (ع ص ) مرد بی زن . (منتهی الأرب ) (شمس اللغات ). عزب یا زن مرده . ◄ بیوه ٔ بدبخت و فقیر. ◄ محتاج و درویش و بیچاره . (منتهی الأرب ). مرد بی توشه . مسکین . (آنندراج ). مفلس . ج، اَرامل، اَرامیل، اَراملة. (منتهی الأرب ). ◄ سال کم باران . (کنزاللغات ). سال کم نفع. (منتهی الأرب ). ◄ سال بی باران . (منتهی الأرب ). ◄ گوسپند که چهار دست و پای او سپید باشد. (کنزاللغات ).