ارمزد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ارمزد. [ اُ م ُ ] (اِخ ) ارمز. هرمز. هرمزد. اورمزد. اهورمزدا. ◄ مشتری . برجیس : قوس و حوتست و طائر و ارمزد جدی و دلو از زحل بجوید مزد. سنائی . ◄ (اِ) روز اول از هر ماه شمسی . (برهان )(غیاث ) : روز ارمزد است شاها شاد زی بر کت شاهی نشین و باده خور. بوشکور بلخی . یکی کودک آمدْش ارمزدروز بنیک اختر و فال گیتی فروز. فردوسی .