ارمانیوس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ارمانیوس . [ ] (اِخ ) رومانوس اول لکاپن امپراطور روم شرقی (٩١٩-٩٤٤ م .). وی آغاز ترقی خود را مدیون لئون ششم بود. آنگاه که کنستانتن هفتم بسلطنت رسید (٩١٣م .)، وی امیرالبحر بزرگ بود. او دختر خود هِلِن را به امپراطور جوان تزویج کرد و خود بلقب سزار ملقب گردید وسپس در سلطنت شرکت یافت . (٩١٩م .). و کوشید تا بزرگان و اشراف را از تعدی بازدارد و قدرت امپراطوری را در ایتالیای جنوبی تثبیت کرد و در آسیا بمسلمین حمله برد و با روسها در قسطنطنیه جنگید. در سال ٩٤٤ پسران او وی را مخلوع و به پرُتی نفی کردند و او در آنجا بسال ٩٨٤ درگذشت . ابن ابی اصیبعه در عیون الانباء آرد: ارمانیوس ملک قسطنطنیه با ناصر عبدالرحمن بن محمد صاحب اندلس مکاتبه کرد (و گمان برم به سال ٣٣٧ هَ . ق . این مکاتبه صورت گرفت ) و نزد او هدایای گرانبها فرستاد و از جمله کتاب دیسقوریدوس بود که تصویر گیاهان بصور عجیب رومی در آن منقوش بود و کتاب بزبان اغریقی یعنی یونانی مکتوب بود و همراه آن کتاب هروسیس صاحب قصص بود و آن تاریخ روم واز عجایب است و در آن اخبار دهور و قصص ملوک اوایل و فوائد عظیمه است و ارمانیوس در نامه ٔ خود بناصر نوشت که از کتاب دیسقوریدس جز کسی که زبان یونانی نیکوبداند و اشخاص ادویة را بشناسد، فائده نتواند برد. پس اگر در مملکت تو کسی هست که آن زبان خوب بشناسد، از آن فائده بری و اما کتاب هروسیس در قلمرو تو لاطینیین هستند که از عهده ٔ قرائت آن برآیند. اگر آنان رابیابی برای تو این کتاب را از لاطینی بعربی نقل خواهند کرد. ابن جلجل گوید در آن هنگام در قرطبه از نصارای اندلس کسی نبود که زبان اغریقی (یونانی قدیم ) را بخواند. پس کتاب دیسقوریدس در خزانه ٔ عبدالرحمن الناصر بهمان زبان اغریقی بماند و بعربی ترجمه نشد و آنچه در دست مردم است ترجمه ٔ اصطفن است که از مدینةالسلام بغداد وارد شده . ناصر به ارمانیوس جواب نوشت و از او درخواست تا مردی را که اغریقی و لاطینی بداند نزد او فرستد تا کسانی را که تعلیم کند و آنان از عهده ٔ ترجمه برآیند. ارمانیوس ملک راهبی به اسم نقولا را نزد ناصر فرستاد و او به سال ٣٤٠ هَ . ق . به قرطبه رسید و در قرطبه بدان زمان از محققین اطباء کسانی بودند که بر استخراج اسماء عقاقیر کتاب دیسقوریدس بعربی حریص بودند و حسدای بن بشروط الاسرائیلی که نزد ملک عبدالرحمن الناصر مقرب بود، بیش از همه مولع به این ترجمه بود و نقولای راهب از اسماء عقاقیر کتاب دیسقوریدس، آنچه را که مجهول بود، تفسیر میکرد. و او نخستین کس است که در قرطبة تریاق فاروق را با تصحیح شجاریتی که در آنست، بساخت و در این هنگام از اطبای محقق در تصحیح اسماء عقاقیر کتاب و تعیین اشخاص آن : محمد معروف به شجار و مردی مشهور به بسباسی و ابوعثمان حزاز ملقب به یابسه و محمدبن سعید طبیب و عبدالرحمن بن اسحاق بن هیثم و ابوعبداﷲ صقلی بود و ابوعبداﷲ یونانی میدانست و به اشخاص ادویه آشنائی داشت . (عیون الانباء ج ٢ ص ٤٧). رجوع به ابن جلجل و حسدای بن بشروط شود.
ارمانیوس . [ ] (اِخ ) (عازر، افندی ) الصیدلی . وی در قاهره شهرت داشت و در اداره ٔ طبی عساکر مصر صیدلی و در بیمارستان قصرالعینی اجزاچی باشی بود و در مدرسةالحکیمات مدرس فن اقرباذین بود. او راست : ١- تذکرةالاطباء و الصیدلیین فی المادة و الاقرباذین که در مطبعةالتوفیق بسال ١٨٩٨ م . طبع شده است . ٢- الخلاصة اللغویة فی اصطلاح فن الطب والصیدلیة، در مصر به سال ١٨٩٥ م .بچاپ رسیده است . ٣- المذکرةاللغویة، و آن شامل اهم مفردات ممالک طبیعیه ٔ سه گانه است بزبانهای عربی و فرانسوی و انگلیسی و آن در مطبعة المصریه بسال ١٩٢٠ م .مطابق ١٣٣٨هَ . ق . بطبع رسیده . (معجم المطبوعات .)