ارمانیان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ارمانیان . [ ] (اِ) بیونانی لاجورد است . (فهرست مخزن الادویه ).
ارمانیان . [اِ ] (اِخ ) ج ِ ارمانی، منسوب به ارمان : ز پرده درآمد یکی پرده دار بنزدیک سالار شد هوشیار که بر در بپایند ارمانیان سر مرز ایران و تورانیان همی راه جویند نزدیک شاه ز راه دراز آمده دادخواه ... برفتند یکسر بنزدیک شاه غریوان و گریان و فریادخواه بکش کرده دست و زمین را بروی برفتند زاری کنان پیش اوی که ای شاه پیروز جاوید زی که خود جاودان زندگی را سزی ز شهری بداد آمدستیم دور که ایران ازین روی و زان روی تور کجا خان ارمانش خوانند نام ز ارمانیان نزد خسرو پیام ... فردوسی .