ارماش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ارماش . [ اِ ] (ع مص ) برگ برآوردن درخت . ◄ شکافته شدن . ◄ بسیار نگریستن بسستی و بر هم زدن چشم . ◄ اندک اشک ریزه ریختن : اَرْمَش َ فی الدّمع؛ ای ارَش قلیلاً. (منتهی الأرب ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ارماش . [ اِ ] (ع مص ) برگ برآوردن درخت . ◄ شکافته شدن . ◄ بسیار نگریستن بسستی و بر هم زدن چشم . ◄ اندک اشک ریزه ریختن : اَرْمَش َ فی الدّمع؛ ای ارَش قلیلاً. (منتهی الأرب ).