ارماث
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ارماث . [ اِ ] (ع مص ) باقی گذاشتن در پستان ناقه شیر را. بقیه ٔ شیر دست بداشتن در پستان . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ افزون گردانیدن . ◄ نرم گردانیدن . (منتهی الأرب ). ◄ زاید از داده گرفتن . زائد گرفتن از آنچه داده باشد. (منتهی الأرب ). ◄ ارماث کسی را در مال او؛ باقی گذاشتن او را در مالش : ارمث فلان فی ماله و کذا فی ضرعه ؛ ابقی . (تاج العروس ).
ارماث . [ اَ ] (ع اِ) جمعگونه ای از رِمث که نام گیاهی است در بادیه . ◄ (اِخ ) (یوم ...) نخستین روز از ایام جنگ قادسیه را یوم ارماث گویند و آن در زمان عمربن الخطاب و امارت سعدبن ابی وقاص بود ویاقوت گوید من نمیدانم که آن موضعی است یا همان گیاه مذکور را اراده کرده اند. عمروبن شاس الاسدی گوید: تذکرت اخوان الصفاء تیمموا فوارس سعد و استبد بهم جهلا و دارت رَحی الملحاء فیها علیهم فعادوا خیالا لم یطیقوا لها ثقلا عَشیّةَ أرماث و نحن نذودهم ذیادَ الهوافی عن مشاربها عکلا. و عاصم بن عمرو التمیمی راست : حمینا یوم أرماث حِمانا و بعض القوم اولی بالجمال . (معجم البلدان ).
ارماث . [ اَ ] (ع ص، اِ) ج ِ رَمَث . ◄ حبل ارماث ؛ رسن کهنه . (منتهی الأرب ). ریسمان کهنه . ◄ چیزهای از چوب ساخته شده که به آن برنشینند و بدریا روند. (کنزاللغات ).