ارقاء
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ارقاء. [ اِ ] (ع مص ) خشک و ساکن گردانیدن اشک را. (منتهی الأرب ). واایستادن خون و اشک . (تاج المصادر بیهقی ). استادن اشک و خون . (زوزنی ). ◄ ارقاء عَرَق ؛ برداشتن خوی . ◄ ابوالشرف ناصح بن ظفربن سعد منشی جرفادقانی، مترجم تاریخ یمینی، ارقاء را به معنی بلند گردانیدن و ارتقاء دادن آورده است : شیخ ابوالحسین عتبی در ترتیب و تمشیت کار و اعلای دَرَجت و ارقای مرتبت او جدّ بلیغ نمود. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص ٥١). در حسن ایثار و لطف اصطناع و تدریج مکانت و ارقای مرتبت او میفزود. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص ٣٩٧ نسخه ٔ چاپی و نسخه ٔ خطی ).