ارفاق
/vâže/
لغتنامه دهخدا
( اِ ) [ ع. ] (مص م.)<BR>۱- به نرمی رفتار کردن با کسی.<BR>۲- به کسی سود رسانیدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
( اِ ) [ ع. ] (مص م.) ۱- به نرمی رفتار کردن با کسی. ۲- به کسی سود رسانیدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ارفاق . [ اَ] (ع اِ) ج ِ رُفقَه و رَفقه و رِفقَه، گروه همسفر.
ارفاق . [ اِ ] (ع مص ) سود رسانیدن کسی را. (منتهی الأرب ). منفعت رسانیدن . (زوزنی ). فائده رسانیدن . ◄ نرمی کردن با کسی . (منتهی الأرب ) (تاج المصادر بیهقی ). نرمی و مهاوَنه : در باب ارفاق و مجانبت از ارهاق او وصیت رفته بود. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص ٣٤٥). ◄ نفع کردن . (تاج المصادر بیهقی ).
مترادف و متضاد واژهدان
ملایمت، نرمی بهرهرسانی، سودرسانی
واژگان فارسی سره واژهدان
گذشت کردن، گذشت، سود رساندن، سو، چشمپوشی، آسانگیری