ارغوانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ارغوانی . [ اَ غ َ ] (ص نسبی، اِ) منسوب به ارغوان . ◄ گل سرخ . (آنندراج ). ◄ برنگ ارغوان . سرخ . (مؤید الفضلاء) (آنندراج ).ارجوانی . فرفیری . فرفوری . فرفوریه . رنگی سرخ که به بنفشی زند. سرخی که بسیاهی زند. آتشگون . سرخ روشن . احمر ذریحی . سرخ ارغوانی . (منتهی الأرب ). احمر قانی . سرخ ارغوانی : همه دل پر از شادی و می بدست رخان ارغوانی بنابوده مست . فردوسی . دریغ آن رُخ ارغوانی چو ماه دریغ آن بر و برز و بالای شاه . فردوسی . خوشا با رفیقان یکدل نشستن بهم نوش کردن می ارغوانی . فرخی . نوبهار از خوید و گل آراست گیتی رنگ رنگ ارغوانی گشت خاک و پرنیانی گشت سنگ . منوچهری . گل از باده ٔ ارغوانی به رشک چکان از هوا مهرگانی سرشک . اسدی . چو باشد رنگ رویم ارغوانی نداند دشمنم رنگ نهانی . (ویس و رامین ). رویش از اطلس ارغوانی و عارض از نرمدست گلگون . (نظام قاری ). ارغوانی روی او بطانه اش گلگون بود گر بیابیدش بجامه خانه ٔ قاری برید. نظام قاری . و رجوع به ارغوان شود. ◄ قسمی یاقوت . رجوع به ارجوانی شود.