ارغال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ارغال . [ اِ ] (ع مص ) رویانیدن زمین گیاه رغل را: ارغلت الارض . (منتهی الأرب ). باسرمق شدن زمین . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ شیر دادن . (تاج المصادر بیهقی ): ارغلت المراءة ولدها. (منتهی الأرب ). ◄ در غیر جای خود نهادن چیزی را. ◄ نیک دانه آکنده شدن خوشه های کشت : ارغل الزرع . ◄ گم شدن شتران از چراگاه : ارغلت الابل من مراتعها. (منتهی الأرب ). ◄ خطا کردن . ◄ مائل گردیدن بسوی ... (منتهی الأرب ).
ارغال . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ رُغل .