ارعد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ارعد. [ اَ ع َ ] (ع ص ) در بیت ذیل از قصیده ٔ منسوب به منوچهری : هرکه ز فرمان او فراز نهد پای شوم درافتد چو برق در تن ارعد. کازیمیرسکی به معنی برق زده گرفته است .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ارعد. [ اَ ع َ ] (ع ص ) در بیت ذیل از قصیده ٔ منسوب به منوچهری : هرکه ز فرمان او فراز نهد پای شوم درافتد چو برق در تن ارعد. کازیمیرسکی به معنی برق زده گرفته است .