ارعاد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ارعاد. [ اِ ] (ع مص ) ترسانیدن . (منتهی الأرب ). تهدید کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). ◄ وعده ٔ بد کردن . (منتهی الأرب ). ◄ لرزانیدن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). ◄ رسیدن کسی را رعد و برق .(منتهی الأرب ). ◄ غریدن . بارعد شدن آسمان . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ لرزه گرفتن کسی را. (منتهی الأرب ). ◄ ریزان گردیدن : اُرعِدَ الکثیب ؛ ریزان گردید تل ریگ . (منتهی الأرب ).