ارطامیس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ارطامیس . [ اَ ] (اِخ ) ربةالنوع معروف یونانیان و رومیان و یکی از جمله ٔ دوازده رب النوع است و اگرچه این ارطامیس زیبا ساده و صیاد یونانیان بود، ولی به عشتاروت ربةالنوع سریانیان شباهت داشت و چنان مینماید که او را با رسوم ناپاک و اسرار سحریه پرستش میکردند. (اعمال رسولان ١٩: ٢٤ و ٢٧) و در اساطیر معروف بود که تمثال او از مشتری افتاده است . اما خود بت چوبی بودکه بالای آن پهن و پائین وی باریک و صورت حیوانات مختلفه بر آن منقش گشته از کمر ببالا وی را پستانهای متعدد بود و تاج کنگره داری بر سر و دستهای وی را هر یک بر عصائی قرار داده بودند و بسیار قدیم و کثیرالاحترام بود. جلال و مباهات افسس در هیکل این خدای مؤنث که یکی از عجایب هفتگانه ٔ دنیا خوانده شده، بوده است و ١٢٥ ذرع طول و ٦٤ ذرع عرض داشت و ١٢٧ ستون مرمر سفید ایونی هیجده ذرعی در آن نصب کرده بودند. خزائن وی را بهائی نبود و در ظرف مدت ٢٢٠ سال ساخته شده بود ودر سالی که اسکندر کبیر تولد یافت یعنی در ٣٥٦ ق . م . ارسطرطس نامی محض اشتهار اسم خود، هیکل اولین را سوزانید، لکن بار دیگر آنرا بطور مذکور بنا کرده بیش از پیش زینت دادند. (رساله ٔ اول قرنتیان ٣: ٩-٧، رساله ٔ افسسیان ٢: ١٩-٢٢). هیاکل سیمین ارطامیس را که دیمتریوس (اعمال رسولان ١٩:٢٤) و غیره میساختند بعید نیست که نمونه ٔ تمثالهای کوچک آن هیکل بوده است که برای استعمال و تذکره در خانه ها و فروختن بمسافران میساختند. هیکل مذکور شبیه مجسمه ٔ ارطامیس منقوش است و بعضی دیگر به اسم یونانی منقوش است . (اعمال رسولان ١٩: ٢٨ و ٣٤ و ٣٥) و بر سکه های دیگر نیز همان کلمات که لوقا ترجمه کرده یعنی ایلچی و پرستنده ٔ ارطامیس، منقوش است و بعضی دیگر به اسم و رسم سر نرون امپراطور مسکوک است و احتمال میرود که اینها را در زمانی که پولس در آن جا بوده، سکه کرده باشند. (قاموس کتاب مقدس ). ارطامیس (آرتمیس ) ربةالنوع با دیان رومی مطابق است . و رجوع به دیان شود.