ارطاب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ارطاب . [ اِ ] (ع مص ) بسیارگیاه شدن زمین . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ ارطاب بسر؛ رسیدن غوره ٔ خرما. (منتهی الأرب ). پخته شدن خرما. (زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). ◄ اِرطاب قوم ؛ نزدیک شدن پختگی خرماهاشان . قریب رسیدن شدن خرمابنان آنها. (منتهی الأرب ). ◄ ارطاب نخل ؛ نزدیک رسیدن شدن بار آن . رطب شدن آنچه بر خرمابن است . (منتهی الأرب ). ◄ ارطاب ثوب ؛ تر کردن جامه را.
ارطاب . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ رُطَب، به معنی خرمای تازه و تر.