ارضاض
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ارضاض .[ اِ ] (ع مص ) درنگی کردن . (منتهی الأرب ). درنگی شدن مرد. (تاج المصادر بیهقی ). ◄ آهسته و گران گردیدن . (منتهی الأرب ). ◄ سخت دویدن .(منتهی الأرب ). ◄ سطبر گردیدن ماست . ستبر شدن شیر. (زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). غلیظ شدن شیر و مثل آن . ◄ بریده شدن شیر. (منتهی الأرب ). ◄ روان کردن خوی . (منتهی الأرب ).