ارشم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ارشم . [ اَ ش َ ] (ع ص، اِ) هرچه که بر وی خطها و سیاهی و نگارها باشد. (منتهی الأرب ). ◄ آن که بوی طعام برد و حریص بر آن گردد. (منتهی الأرب ). آنک طعام بوید و حریص باشد بر وی . (تاج المصادر بیهقی ). آنکه طعامی بوید از حریصی . (مهذب الاسماء). ◄ اندک و نکوهیده از باران . باران مذموم اندک . (منتهی الأرب ). ◄ هر چیز اندک نکوهیده . (منتهی الأرب ). ◄ سگ . (منتهی الأرب ). الارشم ؛ الکلب لتشممه و حرصه . (تاج العروس ). ◄ سگ که میان منخرین سیاه دارد. مؤنث : رَشماء.