ارسلان شاه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ارسلان شاه . [ اَ س َ ] (اِخ ) ابن الب ارسلان . رجوع به ارسلان ارغون شود.
ارسلانشاه . [ اَ س َ ] (اِخ ) ثانی . ابن مسعود ثانی . ملقب به نورالدین . هشتمین از اتابکان موصل (از ٦١٥ تا ٦١٦ هَ . ق .). (طبقات سلاطین اسلام ص ١٤٤ و جدول نسب مقابل ص ١٤٧). و رجوع به نورالدین ارسلانشاه ثانی شود.
ارسلانشاه . [ اَ س َ ] (اِخ ) ابن مسعود عزالدین بن قطب الدین مودودبن عمادالدین زنگی بن آق سنقر صاحب الموصل . المعروف باتابک الملقب بالملک العادل نورالدین و مکنی به ابوالحرث معروف به ارسلانشاه اول، ششمین ازاتابکان موصل . او پس از وفات پدر خویش مسعود در تاریخ ٥٨٩ هَ . ق . در موصل بجای پدر نشست و پادشاهی شهم و دانای به امور بود و بمذهب شافعیه گرائید و پیش از وی کس از خاندان او مذهب شافعی نداشت و مدرسه ٔ شافعیه ٔ موصل را او ساخت و کمتر مدرسه ای در نیکوئی مانند آن باشد و بشب ٢٩ رجب سال ٦٠٧ هَ . ق . در شباره ای به شطّ ظاهر موصل درگذشت و شباره نوعی از شختور است که آنرا در مصر حراقة نامند و مرگ او بنهفتند تا جسد او را بدارالسلطنه برده و در مدفن او بمدرسه ٔ مذکور بخاک سپردند و از او دو پسر برجای ماند. یکی ملک القاهر عزالدین مسعود و دیگرالملک المنصور عمادالدین زنگی و پس از ارسلانشاه ملک القاهر جانشین پدر گشت و او استاد امیر بدرالدین ابی الفضائل لؤلؤ است که در اواخر رمضان ٦٣٠ هَ . ق . موصل را مسخر کرده و بپادشاهی آن جا نشست و او از پیش از دست عمادالدین ابن المشطوب نائب موصل بود. (ابن خلکان ص ٦٥). و مؤلف حبیب السیر آرد: نورالدین ارسلان بن عزالدین مسعود بعد از فوت عزالدین ولدش نورالدین در موصل مالک تاج و نگین شد و در زمان سلطنت او فی سنة اربع و تسعین و خمسمائة (٥٩٤ هَ . ق .) والی سنجار، عمادالدین زنگی بن مودود بعالم باقی توجه کرد و پسرش قطب الدین محمد قایم مقام گشت و در سنه ٔ ستمائه (٦٠٠ هَ. ق .) میان نورالدین و قطب الدین مخالفت اتفاق افتاده و قطب الدین از ملک اشرف که از قبل سلطان مصر حاکم حرّان بود، مدد طلبید و ملک اشرف بدو پیوسته هر دو سردار بعزم رزم و پیکار از سنجار متوجه نورالدین گشتند و بعد از اشتعال نایره ٔ خشم و کین نورالدین شکست یافت و از آن معرکه ٔ جان گسل بصوب موصل شتافت . آنگاه آن دو پادشاه با یکدیگر صلح کردند و ملک اشرف دختر نورالدین را در حباله ٔ نکاح درآورده بعد از آن طریق نزاع نپیمودند و در سنه ٔ سبع و ستمائه (٦٠٧ هَ . ق .) نورالدین ارسلان شاه مریض شده در شباره ای از عالم آب و گل رحلت نمود. امرا و ارکان دولت، موت او را پنهان داشتند تا وقتی که به موصل درآمدند. ارسلان در مدرسه ای که بناکرده ٔ معمار همتش بود و در زیب و زینت بهترین مدارس عالم مینمود، مدفون شد. نورالدین پادشاهی بودبشجاعت و مهابت موصوف و بسفک دماء و سیاست مشغوف . اما به اشاعه ٔ خیرات میل تمام داشت و او دو پسر یادگار گذاشت : الملک القاهر مسعود و الملک المنصور زنگی و بوزارت نورالدین ارسلان شاه، مجدالدین ابوالسعادات و محمدبن محمد الشیبانی الجوزی قیام می کردند. (حبط ج ١ ص ٣٩٥) و رجوع به طبقات سلاطین اسلام ص ١٤٤ و جدول نسب خاندان زنگی مقابل ص ١٤٧ و نورالدین ارسلانشاه شود.