فرهنگ لغت

ارزانیان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ارزانیان . [ اَ ] (اِ مرکب ) ج ِ ارزانی . رجوع به ارزانی شود. ◄ (ص مرکب ) در این بیت اگر تصحیفی راه نیافته باشد به معنی ارزانی و درخور و شایسته آمده است : کنون آفرین تو [ بهرام گور ] شد بی گزیر بما هرکه هستیم برنا و پیر... بر این تخت ارزانیانست شاه بداد و به پیروزی و دستگاه . فردوسی .

معنی ارزانیان | فرهنگ لغت