ارزام
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ارزام . [ اِ ] (ع مص ) ارزام رعد؛ بانگ کردن رعد. (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). سخت بانگ کردن تندر. (منتهی الأرب ). ◄ ارزام ریح ؛ بانگ کردن باد چون ناله ٔ شتر. آواز حنین شتر کردن باد.(منتهی الأرب ). ◄ ارزام ناقه ؛ ناله کردن او. بانگ کردن اشتر چنانکه دهن باز نکند. (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). ◄ آرزومند بچه گشتن ناقه . ◄ (اِ) آواز رعد. (مهذب الاسماء).
ارزام . [ اَ ] (اِخ ) والی هرات بزمان داریوش سوم . (ایران باستان ص ١٧٢٠).