اردملیش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اردملیش . [ ] (اِخ ) مقری در نفح الطیب از ابن حیان آرد: دشمن بر بربشتر قصبه ٔ شهر برطانیه نزدیک سرقسطه غلبه کرد (به سال ٤٥٦ هَ . ق .). و لشکر اردملیش بدانجا فرودآمد و آنرا در حصار گرفت و یوسف بن سلیمان بن هود در حمایت آن قصبه تقصیر کرد واهل آنرا بخود واگذاشت و دشمن چهل روز آنجا ببود و چون بجهت کمی قوت بین اهالی نزاع درگرفت و دشمن آگاه شد محاصره و قتال را تشدید کرد تا با ٥٠٠٠ تن زره پوش وارد شهر اول شد و مردم بدهشت افتادند و در شهر داخلی تحصن گزیدند و بین آنان جنگهای شدید واقع و ٥٠٠ فرنگی کشته شد و سپس بعلت خرابی قنات آب امان خواستند و دشمن آنان را امان داد و چون بیرون آمدند اعداء نکث عهد و خیانت کردند و همه را بجز قائدبن طویل و قاضی بن عیسی و گروهی از بزرگان، بکشتند و اموال و امتعه ٔ لایحصی بدست آوردند. (حلل السندسیة ج ٢ ص ١٨٨).