اردشیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اردشیر. [ اَ دَ / دِ ] (اِخ ) نکوکار و نیکوکار. رجوع به اردشیر دوم ساسانی شود.
اردشیر. [ اَ دَ / دِ ] (اِخ ) شیروی . رجوع به اردشیر سوم شود.
اردشیر. [اَ دَ / دِ ] (اِخ ) ابن دیلمسپار (دیلمسپاه ) نجمی . از این شاعر در مقدمه ٔ بعض نسخ لغت نامه ٔ اسدی نامی برده شده است و اسدی گوید: فرزندم حکیم جلیل اوحد اردشیربن دیلمسپار النجمی الشاعر... از من ... لغت نامه ای خواست الخ . و در لغت نامه نیز بیت ذیل بنام نجمی شاهد کلمه جغبت آمده است که ظاهراً از همین شاعر است : رویش اندر میان ریش تو گفتی پنهان گشته است زیر جغبت کفتار. نسخه ای از ترجمان البلاغه (محمدبن عمر الراذویانی ) در کتابخانه ٔ فاتح در استانبول موجود است که در خاتمه ٔ آن با خط متن این عبارت مندرج است : ((اسپری شد این کتاب به پیروزی و نیک اختری و فرخی بدست ابوالهیجاء اردشیربن دیلمسپاه النجمی و القطبی الشاعر اندر اواخر شهراﷲالمبارک رمضان سال بر پانصد و هفت از هجرت پیغامبر محمدالمصطفی صلی اﷲ علیه و سلم . رجوع بمجله ٔ یغما سال اول شماره ٔ ٥ (نسخه ٔ ترجمان البلاغه ) و لغت نامه ٔ اسدی ص ((ی و یا)) و ص ١، ٢ و رجوع به دیلمسپار شود.