ارداد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ارداد. [ اَ ] (ص، اِ) فریبنده . مکار. حیله باز. ◄ غول . دیو. اهریمن . پری . (شعوری ). ◄ مردم فریب . (شعوری از وسیلةالمقاصد). ◄ نام دانشمند و موبدی دانسته اند پسر ویراف (برهان، ذیل کلمه ٔ اردا) و این صحیح نیست . رجوع به اردا شود.
ارداد. [ اِ ] (ع مص ) پستان کردن گوسفند و جز آن پیش از زادن . (منتهی الارب ). شیر از پستان چکانیدن گوسفند پیش از زائیدن . ◄ غضبناک شدن . (کنزاللغات ) (کشف اللغات ). ◄ تیزشهوت شدن مرد. (کنزاللغات ) (کشف اللغات ). ◄ بسیارموج شدن دریا. (کنزاللغات ).