ارثد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ارثد. [اَ ث َ ] (اِخ ) نام وادییست بین مکه و مدینه در وادی الابواء: و فی قصة لمعاویة رواها جابر فی یوم بدر: قال فاین مقیلک قال بالهضبات من ارثد. و قال الشاعر: محل أولی الخیمات من بطن ارثداً. و کثیر گوید: و ان شفائی نظرة ان نظرتها الی ثافل یوماً و خلفی شنائک و ان تبرز الخیمات من بطن ارثد لنا و جبال المرختین الدکادک . رجوع به معجم البلدان شود.
ارثد. [ اَ ث َ ] (ع اِ) درختی است . (مهذب الاسماء). نام بیخی است که تخم آنرا فلفل برّی و حب الفقد خوانند و نبات آنرا پنج انگشت و ذوخمسة اوراق گویند. (آنندراج ). اثلق است و گفته شود.(اختیارات بدیعی ). رجوع به اثلق و فلفل بری ش-ود.