ارتکان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ارتکان . [ اَ ت َ ] (اِ) بلغت فارسی سنگ ریزه های سبکی است زردرنگ و کوچک . محرق او لطیف و طلاء او باآب گشنیز و مانند او جهت اورام حاره و با محللات جهت بردن گوشت زیاده و با قیروطی جهت رویانیدن گوشت و با مدرّات جهت ریزانیدن حصاة نافع است و اجتناب از خوردن او اولی است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). اُخرا . ارتکین . و رجوع بترجمه ٔ ابن بیطار (لکلرک ) ج ١ ص ٤٩ شود.
ارتکان .[ اِ ت ِ ] (ع مص ) آرمیدن . ◄ پشت دادن .