ارتکاز
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.) ثابت شدن. ؛~ بر قوس: کمان را بر زمین فرو برده ایستادن. ؛~عرق: برجستن رگ، پریدن رگ.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.) ثابت شدن. ؛~ بر قوس: کمان را بر زمین فرو برده ایستادن. ؛~عرق: برجستن رگ، پریدن رگ.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ارتکاز. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) ثابت شدن . ◄ ارتکاز عِرق ؛ برجستن رگ . پریدن رگ . (منتهی الارب ). ◄ ارتکاز بر قوس ؛ گوشه ٔآن بر زمین نهاده بر آن تکیه کردن (برای برخاستن ). بر کمان تکیه کردن . آنرا بر زمین فروبرده ایستادن .