ارتهان
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ تِ) [ ع. ] (مص م.) گرو گرفتن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ تِ) [ ع. ] (مص م.) گرو گرفتن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ارتهان . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) گرو گرفتن . (منتهی الارب ). گرو ستدن . بگرو ستاندن . بگرو فاستدن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). گرو کردن : و چون ملکی یا ناحیتی مسلم شدی صاحب آن ملک را بر سبیل ارتهان بخوارزم آوردندی . (جهانگشای جوینی ).