ارتمال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ارتمال . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) آلوده گردیدن . (منتهی الارب ). آلوده شدن . خون آلوده گردیدن . (آنندراج ).آلوده شدن بخون . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ خوار و حقیر شدن . (منتهی الارب ). خوار و حقیر گشتن .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ارتمال . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) آلوده گردیدن . (منتهی الارب ). آلوده شدن . خون آلوده گردیدن . (آنندراج ).آلوده شدن بخون . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ خوار و حقیر شدن . (منتهی الارب ). خوار و حقیر گشتن .