ارتش
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اَ تِ) (اِ.) نیروهای نظامی یک کشور.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اَ تِ) (اِ.) نیروهای نظامی یک کشور.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ارتش . [ اَ ت ِ ] (اِ) لغتی که در این ایام به مجموع سپاهیان مملکت داده اند . رجوع به ارتشتار و ارتیشدار شود.
ارتش . [ اَت َ ] (اِخ ) رودیست در جنوب کیماک . (حدود العالم ).
فرهنگ طیفی واژهدان
لشکر، سپاه، جیش، عسکر، قوا، افواج سازمان ارتش: ستاد مشترک، فرماندهی، نیرو، عملیات، دژبان، پشتیبانی، اردنانس، عقیدتی-سیاسی، اطلاعات، حفاظت، بازرسی، پرسنلی یگان، واحد، هنگ، تیپ، فوج