ارتداع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ارتداع . [ اِ ت ِ ](ع مص ) آلوده شدن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). آلوده شدن بچیزی . (منتهی الارب ). ◄ وازده شدن از کاری . (زوزنی ). از کاری بازایستادن . (تاج المصادر بیهقی ). بازایستادن . ◄ برگردیدن . (منتهی الارب ). ◄ بازداشته شدن (از کاری ). ◄ اثر گرفتن از رنگ و بوی چیزی . (آنندراج ).