فرهنگ لغت

اربنجن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اربنجن . [ اَ ب ِ ج َ ] (اِخ ) شهرکیست از نواحی سغد از اعمال سمرقند و اغلب همزه را ساقط کنند و ربنجن گویند. از آنجاست ابوبکر احمدبن محمدبن موسی بن رجاء الأربنجنی که فقیه حنفی بود و بسال ٣٦٩هَ . ق . وفات کرده است . (معجم البلدان ). و رجوع به ربنجن شود.

معنی اربنجن | فرهنگ لغت