اربلی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اربلی . [ اِ ب ِ ] (ص نسبی ) نسبت است به اربل و آن قلعه ایست بیک مرحله ای موصل و جماعتی از علماء از آنجا برخاسته اند از آن جمله ابواحمد القاسم بن المظفر الشهرزوری و ابوسلیمان داودبن محمدبن الحسن بن ابی خالد الاربلی الموصلی . (انساب سمعانی ).
اربلی . [ اِ ب ِ ] (اِخ ) بهاءالدین علی بن عیسی . صاحب کتاب الأمل نام و نسب او را چنین آرد: الشیخ بهاءالدین ابوالحسن علی بن عیسی بن ابی الفتح الاربلی . وی عالمی فاضل ومحدثی ثقه و شاعری ادیب و دبیر و جامع فضائل و محاسن بود. او راست : کتاب کشف الغمّة من معرفةالائمة، که در رمضان سال ٦٨٧ هَ . ق . از تألیف آن فراغت یافته است . این کتاب با شرح محمدعلی الخونساری در طهران بسال ١٢٩٤ بطبع رسیده است . و نیز رسالةالطیف و دیوان شعر و عده ای رسائل . و او ببغداد در دیوان الانشاء خدمت میکرد و بسال ٦٩٢هَ . ق . درگذشت . (معجم المطبوعات ).
اربلی . [ اِ ب ِ ] (اِخ ) صلاح الدین . مؤلف معجم المطبوعات آرد: الامام علاءالدین بن علی بن الامام بدرالدین بن محمد الاربلی . او راست : جواهرالادب فی معرفة کلام العرب، مشتمل بر قسم سوم از اقسام کلمه، یعنی حرف و آنرا برای تقرب به ملک الظاهربن الظاهر تألیف کرده است و آن بتصحیح شیخ علی نائل بمطبعه ٔ وادی النیل بسال ١٢٩٤هَ . ق . بطبع رسیده است .